تبليغاتX
mal0os

malloos

هدا

malloos

http://malloos.blogfa.com

mal0os

mal0os

mal0os

mi0o

mal0os

کدام چشمه
سلام سلام سیصدو بیست و شیشتاو نمصی سلام

دوستان گل عسیس و ممتنم چرا اینقد میزنین تو ذوق من؟؟؟؟دلتون میاد؟؟هاااااااان؟؟؟

نخسوزن این نکیسا شیطون

هی میگه این مطالبت مخسلس

بفرما اینم یه شعر جیجل از دکتر شریعتی جونم واسه اونایی که میگن اینقد متنای لوس نذار..قابل توجه داداشی..(ایکن حالشو ببر)

 

              کدام چشمه

دلی که عشق ندارد و به عشق نیاز دارد

ادمی را همواره در پی گم شده اش

ملتهبانه به هر سو میکشاند

خدا.ازادی.هنر و دوست

در بیابان طلب بر سر راهش منتظرند

تا وی کوزه ی خالی خویش را

از اب کدامین چشمه پر خواهد کرد؟؟

 

+ نوشته شده در جمعه یازدهم اردیبهشت 1388ساعت 0:31 AM توسط هدا |
اتوبوس
شصت تا بچه و یه ادم بزرگ
چارهای نیست,باس از این وضع خوشت بیاد
اینجا جای خیلی خوبیه واسه مسخره بازی در اوردن
و پرت کردن گوله کاغذ به همدیگه.
جک بالانس زده.
بیل داره توپ بازی میکنه.
پیتر باز شلوارشو خیس کرده.
تاشا داره پاول رو هل میده.
استیو مشغول دزدیه,کوین داره گریه میکنه.
میلیسنت پیداش نیست.
کتی با مشت دختر عموشو میزنه.
بن و جن هیس هیس میکنن.
و من,دارم درباره وسایل نقلیه عمومی
کلی یادداشت بر میدارم.
فکر میکنم این اتوبوس واسه من
بهترین وسیله برای مطالعه و تحقیقه.

+ نوشته شده در جمعه بیست و هشتم فروردین 1388ساعت 2:7 PM توسط هدا |
اگهی استخدام(نیاز ارجنتی)
بابا نوئل به یه تعداد گوزن جدید نیز داره.
اولین دسته ی گوزناش دیگه پیر شدن.
بامبی درد مفاصل گرفته.
کامت از سرما بدش میاد.
پرنسر دیگه از زل زدن
به کپل بزرگ دنسر خسته شده.
کیوپید با بیلترن ازدواج کرده
دانر هوش و حواسشو از دس داده.
دنسر از دست ویکسن دلخوره
چون پاشو لگد کرده.
ویکسن داره اخراج میشه
چون به دماغ رودلف خندیده.
اگه شما یه گوزنین,
امیدواریم که متقاضی این کار باشین.
تنها قسمت سخت این کار
اینه که باید بدونین چطور پرواز کنین.

(اموزش در حین کارم نداریم)
مدارک مورد نیاز را میتوانید در روزنامه های کثیرالانتشار بیابید...
با تشکر من

+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و ششم فروردین 1388ساعت 2:9 PM توسط هدا |
من چقد گلممممم
همه میدونن چقدر من دست و دل بازم.
می ذارم همه همکلاسیام ناهارمو بو کنن.
حتی اگه با پررویی تموم دو بار بو کنن
هیچوقت نمی زنمشون,فقط بهشون یه اخمی می کنم.

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و چهارم فروردین 1388ساعت 2:50 PM توسط هدا |
قربون خودم برم
کف اتاق خوابمو تمیز میکنم...
ولی نه به خاطر اینکه تو گفتی بکن
در دستشویی رو می بندم ...
ولی نه به خاطر اینکه تو ازم خواستی
دارم عروسکامو جمع میکنم...
نه بخاطر اینکه تو دوس داری همه جا تمیز و مرتب باشه
سر و صدا نمی کنم...
نه به خاطر اینکه تو سرم داد زدی
کفشای کتونی بوگندومو در میارم...
حتی دست و صورتمو می شورم...
و دکمه های پیرهنمو می بندم...
اما نه به خاطر اینکه تو شونصد بار بهم گفتی که این کارا رو بکن
من این کارا رو به خاطر خودم میکنم,می دونی که...

(چون دلم دسر می خواد)
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و چهارم فروردین 1388ساعت 12:53 PM توسط هدا |
مداد من

اين مداد که پوستشو دندون زدم رنگ و روش رفته و خنده دار شده.
من تمام رنگاي روشو جويدم يه زماني روش زرد بود---حالا ديگه نيست.
زبري روش باعث ميشه که بتوني محکم بگيريش براي همين خيلي کم پيش مياد از توي دستم ليز بخوره.
ظاهرشم که با بقيه فرق ميکنه باعث ميشه که همه بدونن اين مداد مال منه.
براي همين اگه يه موقع حواسم نباشه و گمش کنم هميشه برمي گرده پيش خودم.
اما افسوس,اون روز اومد که بايد مدادمو بندازم دور خوب ازش استفاده کردم
فقط يه ذره از نوکش و يه ذره از ته پاک کنش مونده.
خيلي خوشم مياد وقتي يه مداد "شماره دو" نو ميخرم و اونو از توي بسته در ميارم.

اخ جوووون چه حالي ميده

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و سوم فروردین 1388ساعت 1:6 PM توسط هدا |
من استاد تکون نخوردن


توی تکون نخوردن اونقدر ماهرم که راس راسی لنگه ندارم.
توی خوابیدن
من از همه جلوتم
توی لم دادن رقیب ندارم
چون واقعا شکست ناپذیرم.
توی نشستن قهرمان فعلی منم
بعدها هم کسی نمی تونه جای منو بگیره
توی هیچ کاری نکردن
بهتر از اونم که حتی بتونی فکرشو بکنی
البته باید اعتراف کنم که توی کارای دیگه بی عرضه م.
امیدوارم یه روزی توی یه کار دیگه هم ماهر بشم
تا اون موقع به همین قانعم که بتونم توی تکون نخوردن از همه بهتر باشم
تو چی؟؟؟

 تو چی ماهری؟؟؟
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و سوم فروردین 1388ساعت 0:23 AM توسط هدا |

قالب وبلاگ

Free Template Blog

قالب پرشین بلاگ

قالب پرشین بلاگ